حكيم زجاجى

1189

همايون نامه ( تاريخ منظوم حكيم زجاجى ) ( فارسى )

ز رزم اندرون شد نهان سوى روس * در آن بوم‌وبر بود بىبوق و كوس بمرد اندر آن بوم بىتاج و تخت * سرآمد ورا زندگانى و بخت به روم اندرون ركن دين شاه « 1 » گشت * ز فعل بد خويش گمراه گشت جوان بود و بىراى و با زور دست * سرانجام چرخ بلندش ببست ز خوى بد خويش بر باد شد * پس از وى همه روم آباد شد از آن نامور كودكى ماند و بس * نماند ز سلجوقيان هيچ‌كس بر او ختم خواهد شدن سرورى * بشد ديو و بربود انگشترى ز سلجوقيان بازپرداختم * سفينه به آب اندر انداختم 145 پادشاهى اتابك ابو بكر محمد بن ايلدگز در آران و آذربايجان بيست سال بود كنون اى سخن‌گوى سحرآفرين * به جان گوى بر كردگار آفرين به ميدان دانش درانداز گوى * ز كار اتابك ابو بكر گوى محمد بود باب آن كامياب * پدر ايلدگز شاه با جاه و آب ابو بكر شاهى پسنديده بود * به ملك اندرون چون دل و ديده بود نبايد زدن در سخن هيچ لاف * شكسته بد آن شاه هژده مصاف شهى بود مقبل به عدل و به داد * فزون‌تر ز كيخسرو و كيقباد شكوه و قوى هيبتى داشتى * در آن دم كه او سر برافراشتى كسى برنياوردى از بيم سر * اگر بنده بودى اگر تاجور چو مأمون كه بر تخت شد تاجدار * بر او ملك بگرفت يكسر قرار برون ز او برادر ورا پنج بود * كز ايشان ورا مدتى رنج بود سرانجام دست از دليران ببرد * به مردى ملك ، ملك ايران ببرد به تبريز بودى ابو بكر شاه * زدى اندر آن بوم‌وبر بارگاه جهاندار بادانش و راى بود * به عدل و كرم كشورآراى بود

--> ( 1 ) چنانچه سابقا مرقوم كلك بيان گشت سلطان محمد در وقت مراجعت از عراق ايالت آن ولايت را به سلطان ركن الدين عنايت كرد . حبيب السير ، 2 / 653 .